ميرزا احمد ميرزا خداوردى

210

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

نزديك‌تر رسيد . من اسب خودم بر سر او تاختم ، با صداى نهيب به او گفتم : حركت نكن ! شما را مىزنم و او همين‌كه صداى من را شنيد ، اسب خود را از جاده بيرون كرد ، به صحرا فرار نمود . من هم در عقب او اسب خودم را تاختم ، اما باد بسيار مىوزيد . او حرفى نامعلوم بر زبان خود جارى مىنمود ، گوش من نمىشنويد . آخرالامر اسب من به اسب او تندى كرد ، به او رسيديم . شمشير خود را كشيديم . او ماند گفت : چاپارم ، كاغذ به چاپارخانه « 1 » مىبرم . ديديم در حقيقت قزاق است ، كاغذ بر چاپارخانه « 2 » آقچه‌قابل « 3 » مىبرد و من به او گفتيم : عذرخواهى نموديم كه من شما را ندانستم و خوانندهء اين كتاب من ، هيچ عيب من مكنيد ! چراكه اين كتاب خودم را در سن نود ساله نوشتيم ، بىعينك . بايد عفو فرماييد . به هر صورت ، باز اسب خودم را از آنجا برگردانيديم آمديم باز به راه خودم ، اما اين‌طرف و آن‌طرف راه را ملاحظه مىكرديم و شب هم مهتاب « 4 » خوبى بود . ديديم در اطراف راه ، علف كبود مشاهده مىشود . اسب خودم را سرداديم « 5 » . اسب من سر خود را نزديك همان علف مىبرد ، نمىخورد . اسب سر خود را بالا مىكند . در تعجب « 6 » مىمانديم ، يعنى چه سرّ است ؟ خلاصه آن شب تا الى صبح از براى قطرهء آب ، همان كوهها و صحراها [ طى ] كرديم ، اثرى از آب نيافتيم . آخرالامر يك ساعتى به صبح مانده ، اسب خودم را از راه به طرف كوهى برگردانيديم ، پايين آمديم . اسب خودم را بوخو « 7 » كرده ، سرداديم و خودم قدرى خوابيديم . ديديم اسب من چرا « 8 » مىكند . هر دم مىآيد سر خود را به چكمه‌هاى من مىزند . خلاصه پا شده ، سوار اسب گشتيم ، باز هم آمديم به راه . ديديم يك كوهى مىباشد . راه را با آجر « 9 » درست كرده ، تعمير نموده‌اند ، اما همان راه سرراست نيست ، كج‌كج ساخته‌اند ، راه مترددين است . من تا الى سر آن راه رفتيم . انتهاى [ آن ] « 10 » كوه مىباشد . ديديم آفتاب جهان‌تاب در مقام متزايد است . من از اسب پايين آمده اسب خودم را از طرف

--> ( 1 ) . در نسخه « چارخانه » . ( 2 ) . در نسخه « چارخانه » . ( 3 ) . در نسخه « آقجه‌قابل » . ( 4 ) . در نسخه « ماه تاب » . ( 5 ) . در تالشى و گيلكى به معناى رها كردن . ( 6 ) . در نسخه « تعجم » . ( 7 ) . پاهاى اسب را با طناب طورى به هم نزديك مىبستند كه نتواند با گامهاى بلند حركت سريع كند و دور شود . ( 8 ) . در نسخه « چورو » . ( 9 ) . در نسخه « آجير » . ( 10 ) . در نسخه « اينتهاى » .